الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

129

روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )

محمد ستمى شده است برخيزد و قصاص گيرد كه قصاص در اين خانهء دنيا براى من دوست‌تر از قصاص در خانهء ديگر است كه در محضر فرشتگان و پيامبران باشد . از كنارهء مردم مردى به نام سوادة بن قيس « 1 » برخاست و گفت : اى رسول خدا ! پدر و مادرم فداى تو باد . در آن هنگام كه از طايف بازمىگشتى من به استقبال تو آمدم و شما سوار بر ناقهء عضباى خود بوديد و تازيانهء دراز و باريك در دست شما بود . تازيانه را بلند كردى و آهنگ ناقه داشتى ، ولى تازيانه به شكم من خورد و ندانستم كه اين كار بر عمد بود يا از خطا . پيامبر فرمودند : به خدا پناه مىبرم كه عمدا اين كار را كرده باشم و فرمودند : اى بلال برخيز و به خانهء فاطمه ( ع ) برو و تازيانهء باريك و بلند مرا بياور . ( 1 ) بلال از مسجد بيرون آمد و در كوچه‌هاى مدينه بانگ برداشته بود كه اى مردم ! كيست كه پيش از رستاخيز از خود دادخواهى كند و تن به قصاص در دهد ؟ بلال به خانهء فاطمه ( ع ) آمد و گفت : برخيز پدرت تازيانهء باريك و بلند را مىخواهد . فاطمه كه از خدايش سلام باد ناله برآورد كه اى بلال ! پدرم را با تازيانه چه كار ؟ كه امروز روز تازيانه نيست . بلال گفت : مگر نمىدانى كه پدرت به منبر رفته است و با اهل دين و دنيا بدرود مىگويد ؟ فاطمه كه از خدايش سلام باد ناله برآورد و گفت : اى واى از اين اندوه . اندوه بر تو اى پدر جان ! ديگر چه كسى بر مستمندان و بينوايان و در راه ماندگان خواهد بود ، اى محبوب خداوند و محبوب دلها ؟ و تازيانه را به بلال داد و او آن را به پيامبر ( ص ) رساند . رسول خدا فرمود : اين پير مرد كجا رفت ؟ گفت : پدر و مادرم فداى تو باد همين جايم . رسول خدا ( ص ) فرمود : بيا و قصاص كن تا راضى شوى . پيرمرد گفت : شكم خود را براى من برهنه فرماى و پيامبر ( ص ) جامه از شكم خود كنار زد . پيرمرد گفت : اى رسول خدا پدر و مادرم فدايت باد . آيا اجازه مىفرمايى لبهاى خود را بر شكمت نهم ؟ و چون اجازه فرمود پيرمرد گفت : من به اين موضع شكم رسول خداى از آتش دوزخ در رستاخيز پناه مىبرم . پيامبر فرمودند : آيا عفو مىكنى يا مىخواهى قصاص بگيرى ؟ گفت : حتما مىبخشم و رسول فرمود : پروردگارا از سواده در گذر همچنان كه از پيامبرت

--> ( 1 ) . نام اين شخص در استيعاب ابن عبد البر ، حاشيهء صفحهء 117 جلد 2 اصابه ، به صورت سوادة بن عمرو و در اصابه ابن حجر ، ص 95 ، ج 2 ، به صورت سواد بن غزيه انصارى و در اسد الغابه ابن اثير ، ص 374 ، ج 2 ، نيز سواد بن غزيه است . م .